رمان آنلاینرمان دختر شیطون بلا

رمان دختر شیطون بلا پارت بیست و‌شش

باهام قهره

ولی دلم برا لجبازیاش تنگ شده

مجنون شدم رفت از ماشین پیاده شدیمو رفتیم داخل .

تا شب با هم فیلم دیدیم و صحبت کردیم مه گل با همه شوخی میکردو میخندید ولی حتی یه بارم من مخاطب حرفاش نشدم و از این بابت چقدر حسرت خوردم ساعت حدودای یک شب بود همه خوابشون میومد

مخصوصا من که دیشبم نخوابیدم همه با هم به طبقه بالا رفتیم داشتم به سمت اتاق میرفتم که یهو مه گل داد زد
+هی هی کجا ،

من اتاقمو ِِ
بهت نمیدم مخصوصا اون تخت گرمو نرمو وای خدای من بالاخره مثل قبل شد باهام .خخخخ پس از اتاقم خوشش اومده ولی دلم خواست یکم اذیتش کنم پس گفتم –

ن نمیشه ،

اتاق خودمه +اارشا اذیت نکن دیگه
ِ
همه داشتن با تعجب نگامون
میکردن مخصوصا احسان و سپهر
اخه تی وقت این روی
منو ندیدن
+اوممم اصلا مسابقه میدیم
ببینیم کی زودتر میرسه
هرکی زود وارد اتاق شد
اونجا مال اون میشه
⃣⃣⃣
مه گل
-اوممم اصلا مسابقه میدیم ببینیم کی زودتر میرسه هرکی زود وارد اتاق شد اونجا مال اون میشه تازه فهمیدم گند زدم به تصمیمم یهو کو بیدم رو دهنم که ارشا با تعجب گفت +چیشد،

-من یادم رفت قرار بود با تو حرف نزنم ،بعد دست به کمر وایسادمو گفتم ببینم اصلا تو چرا یادم ننداختی با این حرفم پقی زد زیر خنده به دورو برم نگاه کردم .

بقیه هم در اتاقاشون وایساده بودنو هرهر بهم میخندیدن یه اخم کردم ،صدامو صاف کردم و رو به ارشا گفتم

-به هر حال من تو اون اتاق میخوابم اقای تهرانی بد تر شروع کرد به خندیدن یکم که اروم شد گفت
+ن ،نمیشه –

میشه وگرنه… موندم چی بگم
یه تای ابروشو بالا انداختو گفت +وگرنه چی ؟؟؟؟

با یه لبخند خبیی به سمتش رفتم ،کنارش ایستادمو گفتم

-در هر صورت من شب تو اتاقی که دوست دارم میخوابم پس نیازی به گفتن وگرنه نیست .

+خب اگه خیلی مشتاقی تو اتاقم بخوابی میتونی بیای و کنار من بخوابی با این حرفش از عصبانیت سرم شدم رفتم و کنار گوشش یه جیغ کبود کشیدم که دستشو گذاشت رو گوشش خخخخ جوون مردمو کر کردم خواست چیزی بگه که
یه چشم غره توپ بهش رفتم
بعدم دوییدم سمت اتاق
خوشملش
⃣⃣⃣
مه گل یه چشم غره توپ بهش رفتم بعدم دوییدم سمت اتاق خوشملش ولی با چیزی که دیدم بادم خالی شد😔😔

? قفل در شکسته بود دیگه داشت گریه ام میگرفت اخه تصمیم گرفته بودم فردا شب تنهایی برم ویلای خودمون که تو نمب ابرود بود و البته خیلی دوست داشتم برای اخرین بار رو تخت گرم و نرم ارشا که عجیب بوی تنشو میداد بخوابم نگام به ارشا افتاد که پشت
در با یه لبخند حرص درار به داخل اتاق زل زده بود ممل بچه های دو ساله اشب تو چشمام جمع شد نگاه ارشا بهم افتاد حلقه اشکو که تو چشام دید اول با بهت و تعجب بهم نگاه کرد بعد فورا اومد کنارمو گفت

+چی شد ؟؟؟

خوبی؟؟

سرمو له معنی اره تکون دادم +ببینم تو چرا انقدر لوس شدی بعد با لحن عصبی ادامه داد +شبو همینجا بخواب ولی اصلا نیازی به این کارا نیست و با سر به چشمام اشاره کرد حق با اون بود البته من دلم
از یه جای دیگه پر بود اوففف ولی با گفتن اینکه میتونم اینجا بخوابم نیشم تا بناگوش باز شد ولی یهو گفتم

-ولی خب اتاق که درش خرابه

+خب بزارش رو هم یه چیزی بزار پشتش که باز نشه

-باشه اما من از فردا دوباره باهات قهرم ،فکر نکنی خبریه ها خخخ خودمم خندم گرفته بود یه لحضه ارشا بود یه لحضه اقای تهرانی جوابمو نداد و با یه شب بخیر از اتاق رفت بیرون منم رفتم تو اون اتاق پرو ناناز و بعد از پوشیدن یه لباس خواب جیگر و مامانی رو تخت ولو شدم که خیلی
زودم چشمام گرم شد و خوابم برد
⃣⃣⃣
مه گل چشمامو اروم باز کردم و به اطرافم نگاه کردم نگام به ساعت افتاد اوه ساعت دوازده شده بود قرار بود بریم والیبال طاحلی بازی کنیم بعد رستوران بعدش شهر بازیو پیست رالی خیلی دیر بیدارشدم به خاطر صندلی پشت در کسی نتونسته بیاد داخل و بیدارم کنه دوییدم بیرون از اتاق و از پله ها دوتا یکی پایین رفتم همین که وارد سالن شدم همه مات و مبهوت نگام کردن
منم که گی میزدم فکر کردم واسه اینکه دیر بیدار شدم اینجورین که یهو الی کوبید رو صورتش و +هییععع سوالی نگاهشون کردم که ارشا از لای دندوناش غرید +گمشو برو بالا وا این چش شد یهو -چرا؟؟؟؟

پارمیس *مه گل لباست .نگامو کشیدم سمت لباسم با دیدنش یه جیغ کشیدمو به سمت بالا دوییدم رفتم تو اتاقو پشت در نشستم نفس نفس میزدم وای ابروم رفتم با لباس خواب رفتم پایین اونم چه لباس خواب
از بالا که نصف سینه ام رو پوشونده بود پایینشم تا زیر ب*ا*س*نم بود و از کنار پام یه چاک میخورد، پارچشم ترکیب ساتن و گیپور مشکی بود وای حالا با چه رویی برم پایین ابروم پیششون رفت اون بیشعورام که قشنگ مستفیض شدم

.عوضیا یه ساعت به بدنم زل زدن اوففف بالاخره با خودم کلی کلنجار رفتم و تصمیم گرفتم بی تفاوت باشم رفتم تو اتاق پرو و لباسمو با یه شلوار ورزشی و یه تیشرت عوض کردم بعدشم که رفتیم دشورییی و در اخر یه ارایش خیلی کم

که شامل رژ و مداد چشم میشد کردم
خیلی ریلکس از پله ها پایین اومدم
بهشون که رسیدم خیلی عادی
بهشون نگاه کردم
دوستای ارشا که اسمشون سپهر و احسان بود سرشونو
انداخته بودن پایین
دخترا هم با نیش باز نگام
میکردن
ارشا هم نتونستم تشخیک بدم
که توی نگاهش چی هست
⃣⃣⃣
مه گل نتونستم تشخیک بدم که توی نگاهش چی هست اه اعصابمو داغون کردن با این رفتارشون -میشه بس کنید همه با تعجب زل زدن بهم که ادامه دادم -دارم اذیت میشم الی
+خخخ چرا ؟؟؟
-😠😠😠 یاسی

*اخی بچم خجالت کشیده

-که شما دوتا الان سر به سر من میزارید دیگه ؟؟؟؟

هردو با هم گفتن اره خب در این مواقع ذات خبیثی من بیدار میشه

-اوممم میگم الی خانوم احیانا شما نبودی که تو نماز خونه دانشگاه چون گرمت بود لباستو از تنت در اوردی که سوتین اسفتجیتو در بیاری بعد اون پسره اسمش چی بود اهان ،سرلب اون اومد تو نماز خونه قشنگ مستفیض شد با این حرفم الی سرم شد و نتونست چیزی بگه بقیه هم فقط میخندیدن
و البته این پسرای گلمون از بس با کمالاتن همش ل*ب*شونو گاز میگرفت که نخندن -اومم یاسی جونم شما نبودی که دفه پیش که دسته جمعی اومدیم شمال تو دریا از بس شنا کردی که دور شده بودی و اشتباهی از قسمت مردا سر دراوردی و البته کلی پسر به اون مایو خوشگل سرخابی تنت زل زده بود هرچند که بعدش فورا شیرجه زدی تو اب که بیشتر فیض نبرن

یاسی بدتر از الی سرم شد سرشو پایین انداخت و زیر لب گفت *مه گل خواهشا بسه اما من با صدای بلند جواب دادم

ن بس نیست گلرنگه درضمن خودتون بودیدکه
سربه سر من گذاشتید
بعدش برگشتم سمت نگار
و پارمیس
-اگه میخواین اون سوتی قشنگای شما رو هم
بگم
پارمیس هول شد و سریع
گفت ن نه نگی ها
با این حرفش ارشا با اخم
به طرفش برگشت
اه بدم میاد از این غیرت
بیخودیش قوزمیت .
-هان چیه چرا اینطوری نگاه
میکنی😏😏😏😏?
×پارمیس چیکار کرده
⃣⃣⃣
مه گل

× پارمیس چیکار کرده ؟؟ -هیچی باووو یه روز با تاپ و شرتک رفته تو حیاط اون موقع همسایتون
کار ساختمونی داشتن یه کارگر دیدتش از بهش زل زده سطل رنگ از دستش افتاده خالی شده رو یکی به ارشا نگاه کردم اخم کرده بود سپهر لب به دندون گرفته بود،احسانم اخم کرده بود و دستاش مشت بود عاقا من میگم این گلوش گیره شما هی بگید نه ارشا

×تو غلط کردی اونجوری رفتی تو باغ

-هی اقاهه تند نرو تازشم منم بارها پسره همسایمون با تاپ شلوارک دید زده خخخخ اوه اینکه بدتر شد با صدای بلندتری گفت تو هم غلط میکنی که اونجوری میری بیرون

-ا اصلا تو چیکارمی،.
ِ
بعدشم خودت چی که وقتی خونتون بودم
مه گل خب زیادی خندیدین پاشید بریم تا رودل نکردین .

با این حرفم همه از جاشون پریدن با هم به سمت خروجی .رفتیم
بدون در زدن اومدی
یه ساعت بهم زل زدی
ارشا
خب خب اون فرق داشت
-نه خیر هیچم فرق نداشت
دفه اخرت باشه اخم میکنی
ارشا
به یه شرط
-چی؟؟؟؟؟
+اینکه ببخشی

بعدم بدون توجه بهش
گفتم
خب زیادی خندیدین پاشید
بریم تا رودل نکردین
⃣⃣⃣
خواستیم سوار ماشینا بشیم باز نتونستم جلو زبونمو بگیرم خیر سرم باهاش قهرم -ار..اقای تهرانی

+بله

-یه خواهش +؟؟؟؟

-اومم سوییچ اون ماشین خوشگله تو پارکینگو برداریم که دخترا با اون بیایم .اخه ماشین نگار تو راه خراب شده بود میترسم بازم خراب شه

+باشه اما نمیدونم سوییچشو کجا انداختم . -الکی بهونه نیار خودم .وقتی داشتم اتاقتو میگشتم توکشو دیدمش یه تای ابروشو بالا انداخت که گرفتم باز سوتی دادم -اومم چیزه یعنی نمیگشتما گذرم به اونجا خورد

+گذرت به داخل کشو خورد ؟؟؟😂?
-اصلا خوب کردم که گشتم ایشش

+باشه ،تو که میدونی کجاست برو بیارش دیگه نگار
.اه مه گل ول کن بابا تو شهریم میخوایم کجا بریم مگه تازه الانم که قراره .بریم.کنار دریا -اوففف باشه بابا بریم ارشا خب تقسیم شید تو دوتا ماشین بعد رو به احسان و سپهر گفت یکی از شمام پشت ماشین نگار بشینه پسرا به سمت ماشین نگار رفتن و هردو سوار شدن عقبم نگارو یاسی نشستن خب پس باید تو ماشین ناناز ارشا بشینیم ام من قربون این عروسب
برم (ها چیه خو فراری ندیده ایم ما ) تا به خودم اومدم الی و پارمیس عقب نشسته بودن -هی یکیتون پاشه بره جلو دیگه الی رو من که اصلا حساب نکن

-هوی پارمیس بدو برو پیش داداشت پارمیس نه بابا جام راحته من خواستم یه چیز بگم که ارشا گفت

+بیا بالا دیگه ،حالا سه ساعت باید وایسیم که این سوار شه.با غرغر سوار شدم هرچند که از خدام بود

+واسه دریا دیر شده فعلا بریم رستوران یکم که گذشت گفت مه گل یه بسته سیگار
بهم میدی

خم شد که خودش برداره
که زدم رو دستش
-نکش ضرر داره
⃣⃣⃣
مه گل -نکش ضرر داره

+بیخیال سیگارو بده خیلی شیک بسته سیگارو در اوردم یکی ازش بیرون کشیدم بعدش بسته رو دادم به ارشا یه سیگار روشن کرد همین که فندکو گذاشت زود برش داشتمو سیگارو روشن کردم که با اخم گفت

+چیکار میکنی

میببنی که سیگار میکشم

+غلط میکنی ،خواموشش کن

نه خیر میخوام بکش

۴۰۰

برچسب ها

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن